در زندگی هر انسان، برخی افراد تنها نقش همکار را ایفا نمی‌کنند، بلکه با دانش، منش و شخصیت خود به بخشی از مسیر فکری و حرفه‌ای او تبدیل می‌شوند. برای من استاد دکتر غلامرضا محتشمی از همین دسته افراد هستند؛ شخصیتی علمی و فرهیخته که سال‌هاست نام ایشان با آمار، آموزش وپرورش نسل‌های متعدد دانشجویان این رشته گره خورده است. افتخار آشنایی من با ایشان به سال‌های دور و دوران تحصیل در مؤسسه آموزش عالی آمار باز می‌گردد؛ زمانی که هر دو در فضای علمی آن مؤسسه حضور داشتیم و از نزدیک شاهد تلاش‌ها، پشتکار و علاقه عمیق ایشان به علم و اندیشیدن بطور اعم بودم. مؤسسه آموزش عالی آمار درآن سال‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز تربیت متخصصان آمار در کشور به شمار می‌رفت و بسیاری از چهره‌های برجسته این رشته از دل همان محیط علمی برخاستند. در میان آن جمع، غلامرضا همواره به واسطه دقت علمی، نگاه تحلیلی و اخلاق و حجب ذاتی خود جایگاه ویژه‌ای داشتند. آمار علمی است که در ظاهر با اعداد و فرمول‌ها سرو کار دارد، اما در حقیقت ابزاری برای فهم بهتر جهان پیرامون ماست. تدریس این علم نیز تنها انتقال مجموعه‌ای از قواعد وتکنیک‌ها نیست، بلکه نیازمند توانایی ایجاد نگرش علمی در دانشجویان است. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های دکتر محتشمی همین توانایی است. ایشان نه تنها مفاهیم پیچیده آماری را با بیانی روشن و قابل فهم ارائه می‌کنند، بلکه همواره تلاش دارند دانشجویان را به تفکر انتقادی، تحلیل دقیق داده‌ها و جستجوی حقیقت علمی و بیش از ان به تفکر بنیانی تشویق کنند. به اعتقاد وی رشد علمی درسایه پرسیدن، اندیشیدن و به چالش کشیدن فرضیات شکل می‌گیرد. همین رویکرد حتم دارم سبب شده است کلاس‌های ایشان فضایی پویا و زنده داشته باشد و دانشجویان خود را بخشی از فرآیند یادگیری احساس کنند. علاوه بر دانش تخصصی، آنچه همواره در شخصیت دکتر محتشمی برجسته بوده، فروتنی و اخلاق عملی وعلمی ایشان است. در روزگاری که گاه موفقیت های حرفه ای می تواند فاصله ای میان استاد و دانشجو ایجاد کند، ایشان همواره با رویی گشاده، رفتاری محترمانه و روحیه ای انسانی با اطرافیان خود برخورد کرده اند. بسیاری از دانشجویان و همکارانشان نه تنها از دانش ایشان بهره برده اند، بلکه از منش و رفتار حرفه ای ایشان نیز درسهای ارزشمندی آموخته اند. فعالیتهای علمی دکتر محتشمی نیز گواه دیگری بر جایگاه برجسته ایشان در جامعه آماری کشور است. پژوهشهای متعدد، تربیت دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی، مشارکت در توسعه دانش آماری و حضور مؤثر در مجامع علمی تنها بخشی از خدمات ارزشمند ایشان به این حوزه است. با این حال، شاید مهمترین میراث هر استاد نه مقالات و کتابها، بلکه انسانهایی باشد که تربیت کرده است. در این زمینه نیز دکتر محتشمی سهم بزرگی در پرورش نسلهای مختلف متخصصان آمار داشته اند؛ افرادی که امروز در دانشگاه ها، مراکز پژوهشی، سازمانهای دولتی و بخش خصوصی مشغول خدمت هستند و هر یک به نوعی ادامه دهنده راه استاد خود به شمار میروند. برای من، یادآوری سالهای حضور در مؤسسه آموزش عالی آمار همواره با خاطراتی خوش از آن فضای علمی و نیز چهره جوانی شریف باهوش وخجالتی و باحیا همراه است. کسانی که با تلاش و پشتکار خود به ارتقای جایگاه علم آمار در کشور کمک کردند و الگویی برای نسلهای بعدی شدند. هر بار که نام ایشان را می شنوم، علاوه بر یادآوری توانایی های علمی شان، به یاد شخصیت متین، اخلاق حرفهای و علاقه صادقانه ایشان به آموزش می افتم. جامعه علمی هر کشور برای پیشرفت خود نیازمند استادانی است که علاوه بر دانش تخصصی، الهام بخش دانشجویان و پژوهشگران جوان باشند. دکتر محتشمی بی تردید از جمله همین استادان هستند. حضور ایشان در عرصه آموزش و پژوهش نه تنها موجب رشد علمی بسیاری از دانشجویان شده، بلکه به توسعه فرهنگ علمی، تفکر منطقی و نگرش پژوهش محور نیز کمک کرده است. امروز که سالها از دوران دانشجویی ما در مؤسسه آموزش عالی آمار گذشته است، همچنان با افتخار از رفقایی چون وی یاد می کنیم. استادانی که نشان داده اند علم واخلاق دو روی یک سکه اند و موفقیت واقعی زمانی معنا پیدا می کند که با انسانیت، فروتنی و خدمت به دیگران در حوزه و عرصه علم درخشید. آثاراستاد غلامرضا محتشمی را می توان در چهار محور اصلی بررسی کرد: نظریه اطلاعات و آنتروپی، قابلیت اعتماد و تحلیل طول عمر، توزیعهای وزن دار و نامتقارن، و کاربردهای آماری در کنترل کیفیت، ریسک و نابرابری. ویژگی مهم این مجموعه آثار آن است که غالباً میان مفاهیم نظری احتمال و نیازهای کاربردی در آمار پیوند برقرار می کند. به بیان دیگر، پژوهش های او صرفاً به معرفی کمیته و مفاهیم ریاضی جدید محدود نمی شوند، بلکه نشان می دهند این نتایج چگونه برای مقایسه توزیعها، سنجش عدم قطعیت، تحلیل داده های طول عمر، یا مدل سازی پدیده های نامتقارن و وابسته به کارمی آیند. یکی از برجسته ترین خطوط پژوهشی در آثار او، مطالعه آنتروپی و تعمیم های آن است. در مقالات مربوط به آنتروپی برای توزیعهای پارتو و آماره های ترتیبی، آنتروپی نه فقط به عنوان یک اندازه کلاسیک اطلاعات، بلکه به عنوان ابزاری برای فهم ساختار توزیعهای سنگین دم و رفتار نمونه های مرتب شده به کار می رود. این جهت گیری اهمیت زیادی دارد، زیرا در بسیاری از مسائل اقتصادی، بیمه ای، مالی و قابلیت اعتماد، توزیعهای سنگین دم نقش اساسی دارند. مطالعه آنتروپی در این توزیعها امکان مقایسه میزان پراکندگی، عدم قطعیت و تمرکز را فراهم می کند. محور دوم، قابلیت اعتماد و تحلیل بقا است. در این حوزه، او و همکارانش مفاهیمی مانند زمان کل آزمون، عمر باقیمانده، عمر گذشته، ترتیب لاپلاس، شاخصهای پیری، و تبدیلهای مرتبط با قابلیت اعتماد را بررسی کرده اند. این آثار در سنت کلاسیک آمار قابلیت اعتماد قرار می گیرند، اما با افزودن ابزارهای اطلاعاتی و ترتیبی، امکان مقایسه ظریف تر سیستمها و توزیعهای طول عمر را فراهم می کنند. برای نمونه، مطالعه حفظ ترتیب های تصادفی تحت آمیخته سازی، همنهشتی، یا سیستمهای سری، از نظر نظری مهم است و در تحلیل بقا درمسائل مهندسی، پزشکی و بیمه کاربرد دارد. بخش مهم دیگری اززحمات او به متغیرهای تصادفی وزن دار اختصاص دارد. توزیعهای وزن دار زمانی ظاهر می شوند که نمونه گیری یا مشاهده داده ها با نوعی سوگیری ساختاری همراه باشد؛ برای مثال، واحدهایی با اندازه، طول عمر یا شدت بیشتر احتمال مشاهده بالاتری دارند. آثار مربوط به متغیرهای وزن دار، آنتروپی های دینامیک وزن دار، و نزدیکی پیتمن برای متغیرهای وزن دار نشان می دهد که این چارچوب چگونه می تواند برای استنباط آماری، مقایسه برآوردگرها، و تحلیل قابلیت اعتماد گسترش یابد. اهمیت این خط پژوهشی در آن است که بسیاری از داده های واقعی با سازوکار مشاهده ساده و بیطرف به دست نمی آیند. در سالهای اخیر، آثار او به سمت موضوعات چندمتغیره، وابستگی، کنترل کیفیت و ریسک نیز گسترش یافته است. مقالاتی درباره نمودارهای کنترل ناپارامتری چندمتغیره با استفاده از کاپولا، آزمون استقلال سریالی با فاصله کولبک- لایبلر و نمادگذاری چارکی، و مدلهای فضایی خودرگرسیو نشان می دهد که پژوهشهای او از قلمرو کلاسیک قابلیت اعتماد فراتر رفته و به مسائل داده محور جدید نیز توجه دارد. این آثار به ویژه برای موقعیت هایی مهم اند که داده ها نرمال نیستند، وابستگی پیچیده، یا ساختار زمانی و فضایی دارند. نکته قابل توجه دیگر، ارتباط میان نظریه اطلاعات و نابرابری است. برخی آثار متأخر او به شاخصهای ریسک دمی، منحنیهای تمرکز، شاخصهای نابرابری و ارتباط آنها با توزیعهای بریده شده می پردازند. این مسیر پژوهشی از نظر مفهومی جالب است، زیرا نشان می دهد ابزارهایی که در آمار قابلیت اعتماد یا نظریه اطلاعات توسعه یافته اند، می توانند در تحلیل تمرکز، نابرابری و ریسک نیز به کار روند. به این ترتیب، مفاهیمی مانند آنتروپی، ریسک دمی و منحنیهای تمرکز در یک چارچوب واحد قرار می گیرند. از نظر روش شناختی، آثار محتشمی اغلب بر تعریف کمیتهای جدید، اثبات خواص ریاضی آنها، ارائه نتایج ناشیه، و سپس نشان دادن کاربرد آنها در خانواده های توزیعی خاص تکیه دارند. این سبک پژوهش، بیشتر نظری و تحلیلی است تا تجربی، اما ارزش کاربردی آن در این است که ابزارهای لازم برای تحلیل داده های واقعی را فراهم می کند. در بسیاری از مقالات، ابتدا یک اندازه یا تبدیل معرفی می شود، سپس خواصی مانند یکنوایی، تحدب، کرانها، حفظ ترتیب یا رابطه با شاخصهای شناخته شده بررسی می شود. جمع بندی کلی این است که غلامرضا در پی ساختن پلی میان احتمال نظری، نظریه اطلاعات و آمار کاربردی است. سهم اصلی این آثار را می توان در گسترش ابزارهای مقایسه توزیعها، سنجش عدم قطعیت، تحلیل قابلیت اعتماد، و مدلسازی دادههای وزن دار و وابسته دانست. انسجام پژوهشی او در این است که حتی زمانی که موضوعات ظاهراً متفاوت اند-مانند آنتروپی، عمر باقیمانده، شاخصهای نابرابری یا نمودار کنترل- همگی حول پرسشی مشترک می چرخند: چگونه میتوان ساختار یک توزیع یا فرایند تصادفی را با کمیت هایی دقیق تر، قابل مقایسه تر و از نظر آماری معنادارتر را توصیف کرد؟ در پایان، بر خود لازم میدانم از خدمات علمی و آموزشی ارزشمند این رفیق پنجاه و چند ساله قدردانی کنم و برای ایشان سلامتی، شادکامی و توفیق روزافزون آرزو نمایم. بی تردید نام ایشان در حافظه علمی جامعه آماری ایران ماندگار خواهد ماند. — دکتر سیامک نوربلوچی دانشگاه مینه سوتا آمریکا