یادداشت تقدیمی از سید محسن میرحسینی ابرندآبادی
یادداشت تقدیمی از سید محسن میرحسینی ابرندآبادی — دانشگاه یزد
گاه در زندگی، انسان با کسانی هممسیر میشود که حضورشان تنها به سالهای تحصیل یا کلاس درس محدود نمیشود؛ بلکه تا سالها در شیوه اندیشیدن، تصمیمگیری و حتی نگاه کردن به پیرامون و جهان، همراه او میمانند. جناب آقای دکتر محتشمی از همین انسانهای ماندگارند؛ بزرگمردی که نام و یادشان همواره در ذهن و دل شاگردانشان زنده خواهد ماند. از درگاه خداوند متعال، برای ایشان عمری طولانی، همراه با عزت، سلامتی و توفیق روزافزون مسئلت دارم تا همچنان از دانش، تجربه، اخلاق و منش ارزشمندشان بهرهمند شویم و آموختههایشان را در زندگی علمی و شخصی خود به کار بندیم.
دکتر محتشمیِ گرانقدر، برای ما تنها یک مدرس نبودند؛ استادی بودند که با صبوری، ژرفاندیشی، دقت علمی و اخلاق حرفهای، مسیر دانش و پژوهش را روشن میساختند. هرگاه با پرسشی یا چالشی علمی به محضرشان میرسیدم، پیش از آنکه پاسخ را در اختیارم بگذارند، راه رسیدن به پاسخ را میآموختند؛ از روش درست تحقیق و پژوهش گرفته تا شیوه صحیح اندیشیدن، ایدهپردازی و مواجهه علمی با مسئله. شاید همین ویژگی ممتاز بود که کلاسهای ایشان را از محیطی برای انتقال دانش، به مدرسهای برای پرورش پژوهشگر و اندیشمند تبدیل میکرد.
آنچه بیش از هر چیز در ذهنم ماندگار شده است و ایشان را در شمار بزرگان علم آمار، همچون دکتر بهبودیان، دکتر ارقامی، دکتر پاشا و دیگر استادان فرهیخته این سرزمین قرار میدهد، فروتنی، احترام عمیق به شاگردان و پاسداشت کرامت انسانی آنان است. با وجود جایگاه والای علمی، همواره با حوصله گوش میدادند، منصفانه نقد میکردند، دلگرمی میبخشیدند و به ما میآموختند که علم، اگر با اخلاق همراه نباشد، راه به کمال نخواهد برد. این منش ستودنی را نهتنها در برخورد با دانشجویان، بلکه در تعامل با همکاران، کارکنان دانشگاه و حتی خانواده شاگردانشان نیز بهروشنی میتوان دید.
بر خود میبالم که توفیق شاگردی چنین استادی را داشتهام و امروز نیز این افتخار نصیبم شده است که در آیین نکوداشت ایشان، چند سطری به رسم سپاس بنگارم؛ سپاسی در برابر سالها عشق به آموزش، تعهد به پژوهش، مسئولیتپذیری در تربیت نسلهای آینده و منش انسانی کمنظیری که در وجود ایشان متجلی است. بیتردید، این چند واژه هرگز توان بیان عظمت شخصیت علمی و اخلاقی ایشان را ندارد، اما از سر ارادت و قدردانی بر صفحه دل و قلم جاری شده است.
استاد عزیز، اگر امروز هر یک از شاگردانتان در گوشهای از این سرزمین یا فراتر از مرزهای آن، در عرصه آموزش، پژوهش یا خدمت به جامعه منشأ اثر شدهاند، بیگمان بخشی از این توفیق، ریشه در تعلیم، تربیت و الگویی دارد که از شما آموختهاند؛ درسهایی که بسیاری از آنها هرگز در کتابی نوشته نشدهاند، اما تا همیشه در جان شاگردان باقی خواهند ماند.
از صمیم قلب، از همه مهر، دانش، شکیبایی و راهنماییهای ارزشمندتان سپاسگزارم. از خداوند بزرگ برای شما سلامتی، آرامش، عزت و روزگاری سرشار از شادی و برکت آرزو دارم و امیدوارم چراغ دانشی که سالها با عشق و اخلاص برافروختهاید، همچنان روشنیبخش راه نسلهای آینده باشد.
گفت استاد: مبر درس از یاد یاد باد آنچه مرا گفت استاد
هر چه میدانست، آموخت مرا غیر یک اصل که ناگفته نهاد:
قدر استاد نکو دانستن حیف، استاد به من یاد نداد.
— سید محسن میرحسینی ابرندآبادی
دانشگاه یزد