دوست می دارم این نوشته را با بیتی از حافظ شروع کنم وهمین یک بیت، عصاره و خلاصة تمام مطالبی است که در سطور زیر تحریر شده است: «حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد جان ها فدای مردم نیکو نهاد باد» آشنایی من با آقای دکتر غلامرضا محتشمی برزادران به اوائل دهة هفتاد یعنی حدود 35 سال قبل بازمی گردد، زمانی که من عهده دار ادارة مرکز کامپیوتر دانشگاه (واقع در کالج کنونی دانشگاه، خیابان دانشگاه) تحت مدیریت آقای دکتر علی اکبر پویان (بازنشستة گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شاهرود) بودم. با گسترش کار مرکز و افزایش تعداد دانشجویان بعدا مرحوم دکتر محمود عبادیان (دانشیار زنده یاد گروه مهندسی برق دانشگاه بیرجند) و آقای مهندس حمید رضا خاقانی (بازنشستة گروه مهندسی کامپیوتر دانشگاه بیرجند) نیز به همکاران این مرکز اضافه شدند. آن زمان مرکز کامپیوتر در دانشکدة علوم به ریاست آقای دکتر دلاور مستقر بود و کلا 7 کامپیوتر رومیزی (شامل 2 کامپیوتر NCR، 4 کامپیوتر مدلXT و ATو یک کامپیوتر PS2 (همگی فاقد هارد دیسک شامل دو درایو فلاپی دیسک بزرگ و کوچک) به همراه یک چاپگر اپسون سوزنی و یک چاپگر رنگی در اختیار داشتیم و به اساتید و دانشجویان، خدمات محاسباتی در دروس کامپیوتر و محاسبات عددی (با کامپایلر فرترن، پاسکال، سی و بیسیک) ارائه می شد. هم چنین لیست حقوق و دستمزد دانشگاه آخر هر ماه با برنامه ای که آقای دکتر پویان به زبان بیسیک نوشته بودند (و در زمان خود تحول بزرگی محسوب می شد) در همین مرکز با حضور همکاران ذیحسابی دانشگاه بازتنظیم و چاپ و برای بانک ملی حکیم نزاری ارسال می شد. دکتر محتشمی از اولین اساتیدی بودند که برای آشنایی و خیرمقدم و خداقوت به مرکز آمدند که این پایة دوستی برادرانه و صمیمانه ای شد که علیرغم فراز و فرودهای زمانه به لطف الهی کماکان جاری و ساری است. یکرنگی و صمیمیت، علاقه و دلسوزی به دانشگاه و هنر معلمی، دوری از ریب و ریا و تفاخر و تظاهر، و افتخار به زادگاه و ارزش های اصیل بیرجندی از اولین خصوصیاتی بود که در ایشان دیدم و به مرور زمان به ریشه دار بودن این ویژگی ها در ایشان بیشتر پی بردم. در سال های بعد این دوستی برادرانه متدرجا بیشتر و به رفت و آمد خانوادگی تبدیل شد. ارتباط کاری نیز در مسئولیت های آتی ایشان در مدیریت دفتر طرح و برنامه دانشگاه و بعدها ریاست دانشگاه بیرجند افزایش یافت و من به عنوان مدیر روابط عمومی و چندی نیز به عنوان مدیر پژوهشی دانشگاه در خدمت ایشان بودم. در برهه ای نیز همکاری نزدیکی در برگزاری کنفرانس سالانه آمار در دانشگاه بیرجند با یکدیگر داشتیم و از نزدیک شاهد برنامه ریزی و تلاش های شبانه روزی ایشان و همکاران گرانقدرشان در گروه ریاضی و آمار (هنوز گروه آمار مستقل نشده بود) بودم. از خاطرات خوب و شیرینی که از ایشان دارم سفرهای گروهی به تهران با اتوبوس قدیمی دانشگاه در معیت همکاران به سرپرستی جناب آقای صادقی (مدیر وقت کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه) برای خرید کتاب از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه آن سال ها است. ایشان با وسواس و علاقه ای خاص، انتخاب و خرید کتب مورد نیاز را انجام می دادند. ساعت ها معطلی در ورودی نمایشگاه، تهیه پروفرما و بن خرید از سهمیه دانشگاه برای سفارش کتب محدود خارجی، ثبت کتاب ها و تحویل آن از انبارهای پراکنده و شلوغ و پرگرد و خاک نمایشگاه (و حمل کتاب ها گاهی با گاری و کارگر و گاهی بدون آن!) خود داستان جداگانه ای است. آخر شب که خسته و کوفته و گرمازده به مهمانسرای سابق دانشگاه (نزدیک میدان فردوسی) برمی گشتیم، رویت و تورق همین کتاب هابا جلدهای جذاب رنگی و محتوای دلنشین (و مقایسه آن با خریدهای دیگر گروه ها که به نحوی غنائم ما محسوب می شد!) خستگی آن روز را به کلی از تنمان بیرون می کرد. دکتر محتشمی کلا به کتاب خوانی و خرید و جمع آوری کتاب علاقة شدیدی دارند و در برگشت از سفر تحصیلی خارج از کشور نیز تعداد بی شماری کتاب در چندین کارتن بزرگ برای استفاده در کتابخانة مرکزی دانشگاه با خود به ارمغان آوردند. به دلیل محدودیت فضا به ذکر یک خاطرة دیگر از ایشان بسنده می کنم. از اقدامات مهم و اساسی ایشان در زمان ریاست دانشگاه (دورة وزارت آقای دکتر معین) پیگیری امر اعزام مربیان دانشگاه برای بورس دکترای خارج از کشور و افزایش سهم استادیاران در هرم اعضا هیات علمی دانشگاه بیرجند بود. ایشان شخصا پیگیر افزایش سهیمة دانشگاه بیرجند (به عنوان دانشگاه منطقه محروم) در زمان معاونت دانشجویی آقای دکتر صدیقی (در معاونت دانشجویی و اداره کل بورس و اعزام واقع در ساختمانی موسوم به ساختمان سبز در عباس آباد، خیابان شهید بهشتی) بودند.در هر سفر به تهران پرونده های بورس رابا خود به همراه می بردند و در هر بازگشت از سفر با افراد نامزد بورس تماس می گرفتند و گزارش سفر را با دقت و دلسوزی برای رفع مشکلات و تکمیل سریع تر پرونده تشریح می کردند. حاصل این کار اعزام تعداد زیادی از مربیان واجد شرایط به اروپا، کانادا، روسیه، هند و چین در دوره مسئولیت ایشان بود، مربیانی که برگشت آنان جهشی در وضعیت علمی دانشگاه ایجاد کرد و هم اکنون نیز تعداد زایدی از آنانبا درجة دانشیاری و استادی در جای جای دانشگاه بیرجند به خدمت مشغول می باشند. مخلص کلام اینکه ایشان برادری صدیق، معلمی دلسوز، همکاری مهربان، فردی خانواده دوست و انسانی به تمام معنا شایسته ازخانواده ای اصیل، ریشه دار، عالم پرور و مذهبی (به قول شاعر: همه قبیلة من عالمان دین بودند) و متعلق به نسلی می باشند که با تعالیم و آموزش ها و قراردادهایی خاص پرورش یافته اند، تعالیمی که اخلاق انسانی و اسلامی، وطن دوستی و اعتقاد عمیق قلبی به آداب و سنن و فرهنگ بومی و ملی، وجدان کاری و مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی در هر شرایط را در عمق جان آنان رسوخ داده است، به گونه ای که این صفات والای بشری تحت هیچ شرایطی دچار تغییر و افول نمی شود و این چیزی است که نسل جدید و آینده سازان جوان این مرز بوم به شدت نیازمند آن است. در خاتمه سلامت و دوام توفیقات این برادر بزرگوار را از درگاه خداوند سبحان خواستار و آرزومندم سایة پرمهر ایشان برای سال های متوالی بر سر آموزش عالی استان پایدار و پرفروغ بماند. در پایان از اقدام شایسته و بایستة انجمن علمی آمار ایران به لحاظ انتخاب این شخصیت والا و تاثیر گذار به عنوان پیشکسوت برگزیده و برگزاری آیین نکوداشت ایشان در هجدهمین کنفرانس آمار ایران در دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی و از همکاران محترم گروه آمار دانشگاه بیرجند (آقایان دکترمحسن عارفی و دکتر محمد خراشاديزاده در پیگیری ثبت مستندات) به نوبة خود تقدیر و تشکر می نمایم و توفیقات همه این عزیزان را در ادامة راه ارزشمند تجلیل از مفاخر علمی ایران اسلامی خصوصا در زمان حیات آنان از درگاه ایزدمنان خواستارم. — سید حجت هاشمی گروه مکانیک دانشگاه بیرجند