گاهی خداوند در مسیر زندگی، انسان‌هایی را قرار می‌دهد که نقششان از یک استاد فراتر می‌رود. انسان‌هایی که نه تنها دانش می‌آموزند، بلکه اندیشیدن، زیستن و انسان بودن را نیز به شاگردان خود می‌آموزند. برای من، استاد ارجمند جناب آقای دکتر محتشمی برزادران از همین جنس انسان‌ها هستند. از مهرماه سال ۱۳۸۳ تاکنون، بیش از بیست‌ودو سال است که افتخار شاگردی ایشان را داشته‌ام. از نخستین روزهای دوره کارشناسی در دانشگاه بیرجند، تا دوره کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه فردوسی مشهد و امروز که خود در جایگاه عضو هیئت علمی دانشگاه مشغول آموزش و پژوهش هستم. هرگاه که به این مسیر می‌نگرم، بیش از هر چیزی ردپای استادی را می‌بینم که با صبوری، دلسوزی و بزرگواری راه را برای شاگردانش هموار کرده است.آنچه از استاد آموختم، تنها مفاهیم آمار و شیوه پژوهش نبود. از ایشان آموختم که علم، بدون اخلاق راه به جایی نمی‌برد. پژوهش، بدون صداقت هیچ ارزشی ندارد و معلمی تنها به دانستن نیست، بلکه به ساختن انسان‌هاست. به جرات می توانم بگویم که "صداقت" خط قرمز آقای دکتر محتشمی برزادران در زندگی و پژوهش است. برای من، استاد تنها استاد راهنمای پایان نامه و رساله نبودند. ایشان همواره همچون پدری مهربان و دلسوز در کنارم بودند. در روزهای دشوار، با آرامش و تدبیر امید می‌بخشیدند. در لحظه‌های تردید، دلگرمی می‌دادند و در موفقیت‌ها با همان تواضع همیشگی، شادی شاگردانشان را شادی خود دانسته و البته از غرور و تکبر برحذر می‌داشتند. در واقع ایشان دوستی ارزشمند و مهربان برای بنده بوده و هستند. شاید بزرگ‌ترین افتخار زندگی علمی من این باشد که بیش از دو دهه، افتخار شاگردی چنین استادی را داشته‌ام.امروز اگر در کلاس درس می‌ایستم، اگر دانشجویی را راهنمایی می‌کنم و اگر در پژوهش گامی برمی‌دارم، بارها از خود می‌پرسم: «استاد در این موقعیت چگونه رفتار می‌کردند؟» زیرا برخی استادان، تنها به دانشجو درس نمی‌دهند، بلکه خود الگوی زندگی علمی و اخلاقی شاگردانشان می‌شوند. نکوداشت یک استاد تنها تجلیل از سال‌های خدمت او نیست. شمارش تعداد شاگردان تربیت کرده و عناوین موفقیت های او نیست.بلکه بزرگداشت نوری است که در دل و اندیشه شاگردانش روشن کرده است. این نور، در کلاس‌های درس، در پایان‌نامه‌ها، در مقاله‌ها و مهم‌تر از همه، در منش و رفتار شاگردانش ادامه پیدا می‌کند. استاد عزیز، هیچ واژه‌ای توان بیان عمق سپاس و ارادت مرا ندارد. تنها می‌توانم خداوند را شاکر باشم که از لحظه قدم برداشتن در دانشگاه تاکنون، توفیق شاگردی شما را نصیبم کرد. نعمتی که همواره آن را از بزرگ‌ترین افتخارات و موهبت های زندگی خود می دانم. از صمیم قلب، برای شما سلامتی، آرامش، عزت و طول عمر با برکت آرزو می‌کنم و امیدوارم نسل‌های بسیاری همچنان از دانش، تجربه، منش و بزرگواری شما بهره‌مند شوند. — مجتبی اصفهانی دانشگاه ولایت ایرانشهر