نوشتن در وصف کسی که قامت علم و اخلاقش، سال‌ها سایبان آرامش و روشن‌گری من بوده، کاری است بس دشوار؛ چه آن‌که واژه‌ها برای ادای دقیق حقِ ایشان، ناقص و ناتوان‌اند. اما امروز که فرصتِ این نکوداشت فراهم شده، بر خود فرض می‌دانم تا سطرهایی از دل‌نوشته‌ام را به پیشگاه آن عزیز تقدیم کنم. برای من، دکتر محتشمی، نه فقط یک استاد که یک همراه و راهنما بوده‌اند. ایشان در تمامی مقاطع حساس و سرنوشت‌ساز زندگی علمی و حتی شخصی من، چونان چراغی فروزان، مسیر را روشن ساخته‌اند. یادم نمی‌رود روزهای دشوار مصاحبه‌ی دکتری را که با لبخند امیدبخش و نگاهِ سرشار از اعتمادِ ایشان، ترس و تردید جای خود را به آرامش و باوری عمیق سپرد. در لحظه‌ی نگارش نخستین مقاله، باز هم نگاهِ پدرانه‌ی ایشان بود که به من می‌آموخت نوشتن، هنرِ جرئت داشتن است. هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم که برای استخدام در دانشگاه، پای صحبت‌هایشان نشستم و از تجربه‌های ارزشمندشان استفاده کردم. هر بار که در مسیرارتقای شغلی و علمی، در گردنه‌های سختِ تصمیم‌گیری گیر می‌کردم، تکیه‌گاه محکمِ من، توصیه‌های عالمانه و مدبرانه‌ی ایشان بود. حتی در مسائل اداری همچون تبدیل وضعیت، صبر و حوصله‌ی شگفت‌انگیز و راهنمایی‌های دلسوزانه‌شان، مرا از پیچ‌وخم‌های طاقت‌فرسای بروکراسی عبور داد اما آنچه این راهنما را از یک مشاور علمی صرف متمایز می‌ساخت،مهربانی و تواضع بی‌نظیر ایشان بود. ایشان به من آموختند که علم، بدون اخلاق و انسانیت، چون درختی بی‌میوه است و جایگاهِ استاد، نه بر کرسیِ تدریس که در قلبِ شاگردانش ماندگار می‌شود شاد و سربلند و پاینده باشید، ای استاد عزیز و گرانقدر — دکتر حامد احمدزاده دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان