بعضی آدم‌ها را می‌شود از میان واژه‌ها توصیف کرد، اما بعضی‌ها آن‌قدر عمیق‌اند که واژه‌ها برایشان کم می‌آورند. گاهی آدم‌ها را به القابشان می‌شناسند، اما من شما را به همان «سادگیِ عمیقی» می‌شناسم که در نگاهتان موج می‌زند. همیشه فکر می‌کنم ریشه‌ی این‌همه مهربانیِ پدرانه در وجود شما از کجاست؟ شاید در همان سال‌هایی نهفته باشد که به دلیل کمبود امکانات و حتی نداشتن یک برگ کاربن، با فشارِ دست و خودکار، بر لایه‌های کاغذ مشق می‌کردید تا دانسته‌هایتان تکثیر شود. آن روزها، فقط کاغذها را کپی نمی‌کردید؛ شما تمرینِ اراده می‌کردید. امروز که به شما نگاه می‌کنم، می‌بینم که شما از دلِ آن روزهای دشوار، انسانی ساخته‌اید که نه تنها خودش شکست نخورد، بلکه عصای دستِ هزاران انسان شد. شما برای من فقط یک استاد نیستید؛ شما تعریفِ زنده‌ی «انسان بودن» هستید؛ همان‌قدر فروتن، همان‌قدر دلسوز و همان‌قدر بی‌ادعا. بسیار سپاسگزارم که به من یاد دادید بزرگی، نه در ابزار و امکانات، که در همتِ بلند و قلبی است که می‌داند چگونه برای دیگران، تکیه‌گاه باشد. — دکتر سمیرا نایبان فارغ التحصیل دکتری دانشگاه فردوسی مشهد