‌وقتی به سال‌های همکاری با دکتر غلامرضا محتشمی برزادران نگاه می‌کنم، بیش از آنکه تصویر یک مدیر پشت میزنشین در ذهنم نقش ببندد، تصویر انسانی را می‌بینم که ارتقای جایگاه دانشگاه ، شایسته‌سالاری ، رشدِ علمیِ همکاران و ... دغدغه‌ی شبانه‌روزی‌اش بود. ‌ایشان همیشه معتقد بودند که بدنه کارشناسی دانشگاه، قلب تپنده آن است؛ به همین دلیل پیش از آنکه مسئولیتی را به کسی بسپارند، با تیزبینی خاصی افراد را محک می‌زدند. اما وقتی اعتماد می‌کردند، این اعتماد مطلق بود. برای من که افتخار داشتم در دفتر ریاست و معاونت آموزشی در کنار ایشان باشم، این اعتماد با سپردن مسئولیت‌های حساسی چون «دفتر محرمانه» ، عضویت در هسته گزینش کارکنان و پیگیری نامه‌های ارجاعی معاونین همراه بود. ایشان برای اینکه کارها معطل نماند، همیشه پیگیرِ مجدانه بودند و در تصمیم‌گیری‌های کلان، به‌جای تک‌روی، از خردِ جمعی همکارانِ دلسوز استفاده می‌کردند. ‌یکی از زیباترین خاطرات من به سال ۱۳۷۸ برمی‌گردد؛ دورانی که بخشنامه‌های سخت‌گیرانه، ادامه تحصیل کارکنان را با دشواری همراه کرده بود. اما دکتر محتشمی، فراتر از این محدودیت‌ها، بزرگ‌ترین حامیِ برای پیشرفت فردی و سازمانی در دانشگاه بیرجند بود. خوب به یاد دارم که در یک مأموریت کاری به دانشگاه فردوسی مشهد، با وجود مشغله‌های زیاد، من را همراه خود بردند تا در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کنم. یادم هست که وقتی نتیجه قبولی‌ام را شنیدند، چنان از موفقیتِ من خوشحال شدند که گویی فرزند خودشان به موفقیت رسیده است؛ آن روز با اهدای یک هدیه نفیس، بزرگ‌ترین انگیزه را در مسیر تحصیلم ایجاد کردند. ‌دکتر محتشمی از آن دسته مدیرانی بود که «مردم‌داری» و «انصاف» را نه در شعار، که در عمل معنا می‌کرد. حمایت‌های ایشان تنها محدود به محیط اداری نبود؛ ایشان به خانواده و فرزندانِ همکاران نیز توجه داشتند و از هیچ کمکی، حتی برای تسهیلِ ثبت‌نام فرزندان ما در مدارسِ خوب شهرستان، دریغ نمی‌کردند. ‌این خصلت‌ها، ریشه در اصالتِ خاندانیِ ایشان داشت که همواره با علم و فضیلت عجین بوده است. دکتر محتشمی برزادران شخصیتی بود که با نگاهِ وسیع و دغدغه‌مندش، به دانشگاه روح می‌بخشید و مسیرِ ارتقای علمی و اخلاقی را برای ما هموار می‌کرد. سپاس‌گزارِ تمام لحظاتی هستم که در سایه‌ی تدبیر و مهربانی‌اش، درسِ زندگی و خدمت آموختم. — سید مهدی حسینی کارمند دانشگاه بیرجند